صبح که اون همه انرژی منفی داشتم ، الان ندارم ، خوبم
چون نخواستم که تو اون حال بمونم ، هرجور شد خودمو مشغول کردم که انرژی به تن و روحم برگرده. اولش یه خورده ورزش کردم بعدش دوش گرفتم و غذای مورد علاقمو پختم ، یکم پماد زدم به کمر مامانم و یه قسمت از فیلم مورد علاقمو دیدم. بعد انجام این کار حس میکردم که چقد بهترم . حتی اونقدر که اسمون و هوای پاییزی بنظرم قشنگِ
واقعیتش همینه. ما ادما تو حال خرابیامون در 80درصد مواقع خودمون میخوایم که تو اون فاز بمونیم ، هیچ تلاشی واسه بهتر شدنمون نمیکنیم و برعکس همش از شرایط و درد و رنج هامون مینالیم و خودمونو تو بلاتکلیفی غرق میکنیم..