هوا سرد بود و من ریز پیچیدم زیر پتو و بعد از زدن 30تست زماندار [ با منگی تمام ] ، پلکام سنگین شد و رسما بیهوش شدم ، چش وا کردم دو ساعت گذشته بود . منم گشنه ، پاشدم واس خودم ماکارونی ریختم با سس کچاب زدم جیگرم حال اومد. الانم با یه پرتقال نشستم از پنجره غروب دل انگی(و)ز خورشیدو نگا میکنم و برای اموات و اجداد وزیر کشور و ارتباطات صلوات (؟) میفرستم.