روزهای زندگی

از روزمرگی ها مینویسم

روزهای زندگی

از روزمرگی ها مینویسم

وصلش کنید دیگ بابا :(

ساعتم 6 صبح زنگ خورد و شاید باورتون نشه ولی من تا 7:30صبح واسه بیدار شدن مقاومت کردم ، پاشدم قرصمو خوردم و یکم درس خوندم ، حالا میخوام برم ادامه ی درسو بخونم. 

کی میشه این اینترنتو وصل کنن دیگه ، حالا گفتن امروز قراره وصل بشه ولی من که چشمم اب نمیخوره ، اینا تا خون مارو تو شیشه نکنن ول کن ماجرا نیستن 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد